او با این که از آثار گذشتگان خود از جمله اقلیدس ، بطلمیوس ، ارسطو ، و آپولونتیوس استفاده کرده است . اما بنیان نور شناخت را دگرگون کرد و آن را به صورت علم منظم و مشخصی در آورد . او مانند اقلیدس  فیزیکدان بود و به منظور تشخیص  حرکت مستقیم الخط نور ، یافتن خصوصیات سایه ، موارد استفاده عدسی ها و ویژگی های اتاق تاریک آزمایش هایی انجام داد . او برای نحستین بار در مورد بسیاری نمونه های نور شناختی اساسی به تحلیل ریاضی پرداخت . در مبحث شکست نور وی ثابت کرد که زاویه ی شکست متناسب با زاویه ی تابش نیست و به تحقیق در مورد شکست نور در عدسی ها و در جو پرداخت .

هم چنین سهم عمده ی او در بحث بازتاب نور که یونانیان پیش از آن به اکتشاف های مهمی دست یافته بودند ، پژوهش در آینه های سهومی (شلجمی) و کروی بود و حتی چرخ تراشی داشت که با آن عدسی ها و آینه ها ی خمیده را برای آزمایش های خود تهیه می کرد . او از این آزمایش ها فهمیده بود که در آینه ی سهومی همه ی شعاع ها در یک نقطه متمرکز می شوند و از این رو به بهترین آینه ها ی سوزاننده همین آینه های سهومی هستند .